العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

135

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

كرده ، گفت : نزد امام پنجم عليه السّلام نشسته بودم كه فرمود : دو نشانى پيش از ظهور قائم باشند كه از هبوط آدم به زمين نبوده‌اند ، خورشيد در نيمه ماه رمضان بگيرد و ماه در آخرش ، مردى گفت : يا ابن رسول اللَّه ، خورشيد در آخر ماه بگيرد و قمر در نيمه آن ، امام فرمود : من بهتر ميدانم كه چگونه ميگويم ، ولى اين دو نشانه‌اى باشند كه از زمان هبوط آدم نبوده‌اند ، اخبار در اين باره بسيار است كه در مجلدات ديگر ذكر كردم و خصوص در مجلد 13 . 4 - تأويلى كه يك فلسفه مآب كرده و گفته مقصود به دريا در باره كسوف خورشيد سايه ماه است كه آن را ميپوشاند و در گرفتن ماه سايه زمين است كه ماه را ميپوشاند و تعبير به دريا استعاره و تشبيه است . در برخى كتب مناظره لطيفى ديدم ميان يك فيلسوف مسلمان نما كه اين تأويل را براى خبر ذكر ميكرد با يك مردى از برهمنان هند كه چون اين تأويل را از او شنيد به او گفت : مقصود صاحب شريعت تو يا اينست كه تو ميگوئى يا اين نيست ، و اگر نباشد واى بر تو كه چنين دروغى بر او ميبندى ، و اگر هم مقصود او باشد و چنين تعبير كرده مصلحتى ديده كه تصريح به مقصود نكند و اين راز را نگهدارد براى آنكه فهم عامه مردم از آن كوتاه است و باز هم واى بر تو كه رازش را فاش كردى . من گويم : اين سخن درستى است گرچه از كافرى نقل شده ، زيرا عقل مردم از فهم حقائق كوتاه است و از چگونگى نزول عقوبتها و چون منجم خبر دهد كه فلان ساعت طبق حركت افلاك خورشيد يا ماه بگيرند مردم نترسند ، و به خدا پناه نبرند ، و از گناه دست نكشند ، و آن را اثر خشم خدا ندانند ، زيرا آنها را نميدانند كه خداوندى كه جهان را به اين ترتيب آفريده ، و موقع بر حذر داشتن و بيم دادن را مىدانسته حركات افلاك را بر وجهى منظم ساخته كه گرفتن ماه و خورشيد و بروز آيات ديگر انذار و عقوبات را اعلام كنند چنانچه سزد ، و اين موضوع دقيقى است كه از فهم بيشتر مردم برونست .